امروز بعد از مدتها خواستم به بهانه روز دختر وبلاگمو بهروز كنم، ولي بعد از اينكه يه كم به ماهيت اين روز و اتفاقاتي كه در اين رابطه دوروبرمون ميافته فكر كردم فوراً پشيمون شدم.
فكر كردن به كلمه دختر منو ياد يه سري اتفاقات زشت و ناخوشايند ميندازه و صحنههايي مثل فيلم سنگسار دعا خليل اسود دختر يزيدي، توسط مردان خانوادهش به خاطر عاشق شدن به پسر غير يزيدي، صحنههاي سوء استفاده از جنس دختر مخصوصاً در توليدات امسال صداوسيماي مملكت مثل مجموعههاي راهبيپايان، اغما، ميوه ممنوعه و دهها صحنهي از اين قبيل رو برام تداعي ميكنه.
شايد اگه فردوسي خدانيامرز زنده بود و پست امروزم رو ميخوند، ميگفت: امير جون ديدي گفتم:
كه را در پس پرده دختر بود - اگر تاج دارد بداختر بود


