زندگی را با عشق نوش جان باید كرد

ان مرد شتر و شیر شتر دارد...

ان مرد پول دارد...
ان مرد نفت دارد...
ان مرد اوپک دارد...
ان مرد شمشیر دارد...
ان مرد قلیان دوست دارد...
ان مرد چند تا چند تا زن دوست دارد...
ان مرد دیسکو و کاباره دارد...

ان مرد دبی دارد...
ان مرد در دبی فقر و فحشا!!!! دارد...
ان مرد رقص دوست دارد...
ان مرد بادیه دارد...
ان مرد گله دارد ...
ان مرد اتحادیه عرب دارد ...

ان مرد فلسطین و لبنان دارد...

ان مرد چشم دارد ...
ان مرد هیکل دارد اما غیرت ندارد
منبع: وبلاگ مسعود ده نمکی
بعد از حمله نيروهاي ائتلاف به عراق و سقوط حكومت ديكتاتور بزرگ، وقتي از طريق تلويزيون فيلم غارت بانكها، ادارات و ساير اماكن عمومي توسط مردم عراق رو ميديدم ته دلم همش ميگفتم قوم عرب يعني همين وحشيگريها، و كلْي افتخار ميكردم كه ايرانيم و صاحب تمدن چند هزار ساله آريايي.
دیروز
دستمو به سمت راننده تاکسي دراز ميکنم تا کرايه ام رو بدم
من : حاجي بفرما
راننده: به من نگو حاجي، من هنوز ايرانيم و صاحب تمدنم
من : يعني اگه به شما بگم حاجي، تمدنتون ميره زير سئوال؟
راننده: بعله كه ميره زير سئوال، من ايرانيم و آريايي، آريايي تمدن چند هزارساله داره، پس آريايي حاجي نميشه
من : از اون تمدن چيش در وجود من و شما مونده؟
راننده: شماها بچهاين و اين چيزارو نميفهمين.
من : باشه حاجي، ما بچه و اگه تمدن به ایناس، من يكي که به کارم نمیاد
امروز
اما امروز كه فيلم غارت اموال فروشگاه شهروند حكيميه رو از طريق سايت داونلود ميكنم و ميبينم، هيچ احساسي نسبت به ايراني بودن خود ندارم

عكس بالا مربوط ميشه به آرامگاه محمدرضا شاه پهلوي.
من خيلي دوست دارم يه همچين جايي كه نه، ولي لااقل يه اطاق خيلي كوچيك واسه زندگي داشته باشم.
- من خواندن نميدانم
- محمد بخوان که راه بس طولانی و پر پیچ و خم است
- اقراء باسم ربک الذی خلق
و اين بود آغاز راه تكامل انسان
روز آغاز مسلمانی مبارک
بعد از اين چند روز كه نبودم، نميدونم دوباره باز سر و كلهام از كجا پيدا شد.
البته چون ميدونستم خيلي دلتون واسم تنگ شده، با همه گرفتاريهام باز هم اومدم.(يه نوشابه واسه خودم)
بابت اين همه ابراز لطف از جانب رفقا هم خيلي ممنون.(هر چند انجام وظيفه تشكر كردن نداره)
اما آپ امروز:
حضور نوجوانان در جشن شبانه، خطر داره حسن
ديروز تو يكي از روزنامهها يه مطلب جالبي خوندم، كه ابعاد مسخره سيستم قضائي كشور رو بيش از پيش نمايان ميكرد.
اما متن خبر:
پرونده 17 دختر و پسر كه در يك پارتي شبانه كه به آن دعوت شدهبودند در مرحله اظهار نظر دادسراي نوجوانان قرار گرفت.چند شب پيش در يك جشن شبانه در حوالي دهكده المپيك، 9 پسر و 8 دختر حضور داشتند كه سن 6 نفر از آنها زير 15 سال و بقيه بين 17-15 سال بودند كه توسط نيروي انتظامي هر 17 نفر دستگير شدند.
شعبه 4 بازپرسي دادسراي نوجوانان در خصوص متهمان بالاي 15 سال اين پرونده قرار مجرميت صادر كرده و اين كه مجازات تا 3 سال تعليق پيدا كرده كه اگر اين افراد ديگر مرتكب جرم نشدند مجازات رفع شود. اما در خصوص نوجوانان زير 15 سال نظر بازرسي بر صدور قرار منع تعقيب بودهاست . اما دادستان با هر دو حكم مخالفت كرده و پرونده اكنون در مرحله اظهارنظر دادسراي نوجوانان است كه در صورت صدور كيفر خواست به دادگاه اطفال ارسال ميشود.
حال سئوال اينجاست كه آيا حضور چند نوجوان زير 17 سال در يك جشن (احتمالاً جشن تولد) چقدر حاده كه اين همه آدم رو (سعي كنيد بخونيد آدم) به چالش كشيده؟
سئوال بعد اين كه آيا سيستم قضائي كشور اين همه بيكاره؟
نكته بعد اينكه سيستم قضائي در موارد ديگه مثل پرونده شهرام جزايري اگه اين همه مته به خشخاش گذاشته بود، الان اينهمه سرافكنده و خجل نبود.
پدر يعني عشق و مهرباني
پدر يعني همدم
پدر يعني ايثار
پدر يعني يک دنيا صداقت
پدر يعني درياي بيکران سخاوت
پدر يعني چتري برای بالاي سر
پدر يعني دستان گرم
پدر يعني تکيه گاه
پدر يعني كوه استقامت
پدر يعني صداي خوش زندگي
پدر يعني همخواني با دل
پدر يعني نفس آرام
پدر يعني آرامش خاطر
پدر يعني يک دنيا حرف نگفته
پدر يعني کلمه به کلمه اش محبت
پدر یعنی تنها تک چراغ زندگي
پدر يعني تهي از ادعا
پدر يعني دل گرمي قبل از آغاز هر چيز
پدر يعني پناهگاه همه دوران زندگي
پدر يعني جاده هاي زندگي را با شجاعت هموار کردن
پدر يعني همان دستي که وقت ترس و گريز شانه هايت را مي فشارد
پدر يعني يک آغوش باز تا ابد
پدر يعني پدر
زمان آن رسيده بود كه تجلي روح الهي در خاك و كمال انسانيت بيايد.
زمان آن رسيده بود كه واسطه خلقت و منشاء جهان بيايد.
زمان آن رسيده بود اسطوره مهرباني و عطوفت بيايد.
زمان آن رسيده بود كه پدر يتيمان و پناه بيكسان بيايد.
زمان آن رسيده بود كه خداي عشق و استاد وفا بيايد.
زمان آن رسيده بود كه دلي به وسعت دريا و روحي به وسعت آسمان بيايد.
زمان آن رسيده بود كه ياور پيامبر و مرد نفسهاي خالصانه بيايد.
زمان آن رسيده بود كه تنها محكمه خدائي و شمشير عدالت بيايد.
زمان آن رسيده بود حق بي كم و كاست بيايد.
زمان آن رسيده بود تا نور بر بيابان ظلمت طلوع كند.
و علي در مقدسترين خانه زميني چشم به جهان گشود.
در پي شكست مقتدرانه تيم ملي فوتبال ايران و حذف اون از جام ملتهاي آسيا خيلي سعي كردم ساكت باشم و چيزي ننويسم، ولي نشد.
بعد از بازي ديروز خيلي دلم واسه علي دايي تنگ شد. كاش علي دايي هم تو تركيب اين تيم بود تا بتونيم مثل جام جهاني 2006 شكست خودمونو و كمكاري بقيه و بيدرايتي عدهاي رو بندازيم گردنش.
البته اينو بگم كه دلم واسه يه مربي غير وطني و در راس اون يه مربي ايچ دار تنگ شده، يه مربي خارجي كه بتونه 11 تا آدم عصا قورت داده (تركيش ميشه نازلانا نازلانا، دوزلانا دوزلانا) رو جمعوجور كنه.
پاورقي:
1-جالب اينجاست كه كسایي كه سال پيش همين موقع اون همه فحش و بد و بيراه پشت سر علي دايي راه انداخته بودن، بعد از بازي دیروز خيلي مسرانه ميگفتن اگه فقط جنازه علي دايي تو ميدون بود ما به راحتي كره رو ميبرديم.
2-امير قلعه نوعي رو بسپاريد به عادل فردوسي پور، چون كلي واسش برنامه ريخته.


