تبليغاتX
یک فنجان زندگی

وقتي اينترنت به سختي نفس ميكشد

وقتي اينترنت به سختي نفس ميكشد

(به مناسبت روز جهاني ارتباطات)

 

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 1:8 |

«خدا از جنس خود تان همسرانی برای شما ساخت.» (سوره النحل/آیه ٧٢)
اكنون كه داعيه‌گري روشنفكري و تمدنمان ميشود و در عرصه هاي ملي و مذهبي مدعي دفاع از حقوق بشر و حقوق زن هستيم سري به اشعار فردوسي ميزنيم تا ببينيم اين شاعرچگونه در اشعار خود بر زنان خشم گرفته است.
البته قبلا عذرخواهي منو بابت نقل اين ابيات وقيح بپذيريد.
حال اين ابيات بي‌شرمانه:

زنان را ستايي، سگان را ستاي - كه يك سگ به از صد زن پارساي
زن و اژدها هر دو در خاك به - جهان پاك از اين هر دو ناپاك به
زنان را از آن نام نايد بلند - كه پيوسته در خوردن و خفتنند
زنان را همين بس بود يك هنر - نشينند و زايند شيران نر
كه را در پس پرده دختر بود - اگر تاج دارد بداختر بود
به كاري مكن نيز فرمان زن - كه هرگز نديدي زني را رايزن
چون نقش وفا و عهد بستند - بر نام زنان قلم شكستند
دل زن را ديو هست جاي - ز گفتار باشند جوينده راي
چه خوش گفت شاه جهان كيقباد - كه نفرين بد بر زن نيك باد

بدگويي و لعن و نفرين به همه زنها، با تصريح و تأكيد بر زنان، يكي از موضوعات مكرر در اشعار فردوسي است.
فردوسي در اين ابيات خود زن و اژده ها را را همرديف ميداند و جاي آن دو را در قبرستان ميداند تا جهان از وجود اين دو موجود پاك شود
فردوسي زن را مانند دوران جاهليت بداختر ميپندارد
كار زن را فقط خور و خواب و زايمان ميداند
قلب زن را خالي از عشق و جايگاه شيطان و ديو مي‌نامد
فردوسي بارها و بارها بر زن نفرين ميفرستد
آيا چنين برخورد نسبت به مقام والاي زن بي‌شرمانه و بي‌خردانه نيست؟
آيا فردوسي با سرودن چنين ابياتي به كرسي تمدن ستيزي و تبعيذ و در راس آن زن ستيزي تكيه نزده است؟
آيا فردوسي با اين اشعار ننگبار خود كلّيت مقام زن را به يكباره در آتش سوزان قهر خود فرو نبرده؟
فردوسي جايگاه و مقام زن را با توجه به نگاه ديني، جامعه شناسي و تمدن درك نكرده و اينگونه بيرحمانه بر حيثيت و كرامت انساني زن تاخت و تاز كرده است.

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 و ساعت 9:39 |

اندر رسومات
امروز سالروز تحريم تنباكو و شكستن قليونهاست. دوست ندارم به اين مطلب بپردازم، فقط يه چندتايي از رسومات و آداب قليون كشي رو مينويسم:
1-رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد.(جنبه اجتماعی بودن قليلان)
2-اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه.(جنبه احترام به بزرگتر)
3-اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره.(جنبه همه جا به نوبت)
4- طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.(جنبه قدرشناسي و قدر داني)
5- هيچ کس نبايد خود سر٬ دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد.(آخر دموکراسی)...
6- با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار.(اين بعد ناموسيه قضيهه)
7- قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.(اين بعدش ميگه يا يه كاري رو انجام نده يا چشمت كور تا آخرش پاش وايستا)

 

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 و ساعت 13:49 |

هيات دولت از فرط بيكاري چندي پيش به اجماع رسيدند كه در ادرات به جاي مصرف قند و شكر از خرما و كشمش استفاده شود. اين مرفهان بي‌درد علت اين مصوبه را سلامتي كاركنان دولت اعلام كردند.
ولي دليلشون هر چي كه ميخواد باشه، باشه. براي قشر مستضعف كه دستشون به خرما نميرسه بد نشد.
البته به نظر مياد اين مصوبه هيات دولت بالا رفتن مصرف چاي در ادارات توسط كاركنان و مراجعه چند برابر ارباب رجوع براي ميل فرمودن خرما و كشمش رو به همراه داشته باشه و ديگه لازم نيست مردم براي خوردن خرما، به مجلس ترحيم شناس و ناشناس برن.
البته اين مصوبه دو روزي ميشه كه سيستم اداري و پشتيباني اداره ما رو مختل و سردرگم كرده؟، چرا كه واقعاً مونديم براي شيرين كردن چايي شيرين صبحانمون تو اداره به جاي شكر چه جوري از خرما و كشمش استفاده كنيم.؟!!!(كار ديگه اي كه جز صبحانه خوردن نداريم كه)
هيات دولت قبلاً هم مصرف نوشابه هاي گازدار در ادارات دولتي رو ممنوع كرده بود و اعلام كرده بود به جاي مصرف نوشابه هاي گازدار از دوغ و شربت آبليموي خنك (با تاكيد روي كلمه خنك) استفاده بشه، اونايي هم كه فشارشون پایینه مشكل خودشونه.
يعني واقعاً جاي خوشحاليه كه هيات دولت اين همه توي همه مسائل اين همه دقيق شده
و همينطور باز هم جاي خوشحاليه كه سلامت كاركنان اين همه واسه دولت مهم شده حالا حقوقمون كم هست كه باشه، اضافه كاري نداريم كه نداريم، در عوض تنمون سلامته

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 12:4 |

اين دعوا از اونجا شروع شد كه محمود آقاي احمدي نژاد به بهانه روز معلم دست خانم معلم كلاس اول خودشو ماچ ميكنه و پيرو اين ماچ، خانم معلم هم آقاي پرزيدنت رو بغل ميكنه. ولي اين قضيه كه به همين راحتي ختم به خير نميشه كه.
اين عمل نميدونم خوب، نميدونم بد حاج محمود مگه از چشم نافذ(؟!!!) حزب الله مخفي ميمونه
همون روز بعد از اين قضيه موضعگيريهاي حزب الله شروع شد.
حزب الله اعلام كرد:
 رئيس‌جمهور، ديروز در آيين‌ تجليل از معلمان نمونه، به تكريم و تمجيد از معلمان پرداخت و از جمله يكي از معلمان دوره ابتدايي خود را به طور ويژه مورد تفقد قرار داد.
در اين حركت كه در نوع خود و در تمام سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بي‌نظير بود، احمدي‌نژاد پس از در دست گرفتن دست‌هاي معلم زن، بر آنها بوسه زد و متعاقباً بانوي ميان‌سال نيز وي را در آغوش خود گرفت.
خاطره سياسي مردم مسلمان ايران نظير اين حركات كه به طور قطع غيرشرعي است را تاكنون در دوره نظام اسلامي به ياد نداشته و نجابت ويژه مسئولان نظام اسلامي در برخورد با نامحرم از جمله نمادهاي ويژه حاكمان و كارگزاران نظام اسلامي بوده است. نكته دردآور در مورد اين جلسه آن است كه شنيده‌ها حاكي است اين حركت از قبل برنامه‌ريزي شده بود...

خوب حالا ديديد كه چه قدر درد آوره كه يكي از معلمش تجليل كنه؟!!!...

 

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 و ساعت 12:55 |

1- براي طبخ خرچنگ بخارپز ابتدا داخل شكم خرچنگ را با سيخ خالي ميكنيد، سپس آنرا در نمك ميخوابانيد و بعد آنرا بخارپز ميكنيد.
2- فقر، بيكاري، گراني و فحشا مردم ايران خدايا آمريكا و انگليس رو لهنت(لعنت) بكن.
3- يادتان باشد يا بايد من و مامان و امرسان، يا من و بابا و امرسان، چون من و بابا و مامان و امرسان با هم نميشه.
نه ديگه محض رضاي خدا پاي مامان بزرگ و بابا بزرگ رو تو اين قضيه امرسان باز نكنيد، اونا سني ازشون گذشته و احترامشون هم واجبه.
4- چون مردم به ما اعتماد كرده‌اند و راي داده‌اند بايد كمر ببنديم(كمربند ايمني نه، كمر همت) و به آنها خيانت كنيم.
5- قبل از مرگ توت فرنگي وحشي بخوريد.
6- موقع كشيدن سيگار ناپرهيزي نكنيد، اونقدر بكشيد تا بالا بياريد، اينجوري خيلي بهتره.
7- تبصره 13 يا همون 1+12 در مورد كنترل و كاهش مصرف سوخت ميگه جمعه ها حمام نرويد و گرنه بوي بنزين ميديد، ضمناً كلاس هم داره.
8- و اما دراجلاس شرم الشيخ اعلام شد:
هنگام عرضه كتاب در نمايشگاه، كيتاب(همون كتاب) گنده عرضه نماييد.

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 15 اردیبهشت1386 و ساعت 13:57 |
تا حالا شده وقتي داريد آشپزي ميكنيد عميقاً به اين مسئله فكر كنيد كه چرا عده‌ زيادي از مردم 50-40 دقيقه پاي تلويزيون مينشينند تا ببينند غذاي كدام بانوي آشپزخانه به مذاق پادشاه و ملكه خوش مي‌آيد؟!!!

يانگوم يا من؟

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 11 اردیبهشت1386 و ساعت 10:4 |

تصوير اول:‌ سيد‌محمود ‌هاشمي‌شاهرودي در كسوت رئيس قوه قضاييه كشور با چيني بر پيشاني‌اش تريبون را در اختيار مي‌گيرد و <ضعف> اجرايي طرح مبارزه با بدحجابي را چنين مورد انتقاد قرار مي‌دهد:

برخوردهاي خشن در مبارزه با آسيب‌هاي اجتماعي نتيجه عكس مي‌دهد و كشاندن زنان و جوانان به كلا‌نتري غير از ضرر اجتماعي نفعي ندارد.

تصوير دوم:‌ در همان روزي كه اين انتقاد صدر‌نشين اخبار رسانه‌ها مي‌شود، صفار‌هرندي نيز در كسوت رياست وزارت فرهنگ و ارشاد كشور، تريبون ديگري را در همايش ديگري در اختيار مي‌گيرد تا چنين سخن گويد: برخي رسانه‌ها با ايجاد تفرقه باعث اخلا‌ل در كار مي‌شوند. رسانه‌هايي كه براي نيروي انتظامي‌ مانع‌تراشي مي‌كنند، مطمئن باشند تا حدي قابل تحمل هستند و در صورت ادامه با اقتدار با آنان برخورد مي‌شود‌. (خبرگزاري ايرنا 4/2/1386(

تصوير سوم:‌ در همان روز خبرنگاران خبرگزاري تحت نظارت آقاي وزير ارشاد نيز بي‌خبر از اين تهديد، روانه كوچه پس‌كوچه‌هاي پايتخت پر‌التهاب شده‌اند تا نتيجه مشاهدات خود را اينگونه به اطلا‌ع افكار عمومي ‌برسانند: <تجربه نشان مي‌دهد كه اين شيوه مبارزه با بدحجابي تاكنون نتيجه مثمر‌ثمري نداشته است... آنچه افكار عمومي‌ در ذهن ثبت كرده، اين است كه اجراي چنين طرح‌هايي بعضاً با زور و فشار و رفتارهاي فيزيكي و اعمال فشارهاي رواني همراه بوده است.( >خبرگزاري ايرنا 4/2/1386)

تصوير چهارم‌:‌ و فرداي روزي كه رئيس قوه قضاييه كشور به چنين نقد صريحي برآمد و خبر‌گزاري تحت نظارت همين دولت نيز نتوانست چشم بر واقعيت‌ها ببندد و نقدي صريح‌تر را نسبت به فرجام برخوردهاي امنيتي با پديده بدحجابي روي خروجي تلكس خبرگزاري قرار داد، حداد‌عادل نيز در كسوت رئيس مجلس تريبون ديگري را در اختيار گرفت تا بگويد: <كساني كه ضعف‌هاي دولت را بزرگنمايي مي‌كنند از مسير نظام خارج شده‌اند.>

مبارزه با بد حجابي

و امروز روي سخن با آيت‌ا... شاهرودي نيست كه تنها يك روز پس از نقدش به برخوردهاي امنيتي و درجش در رسانه‌ها، تهديدي از سوي وزير فرهنگ و ارشاد بر صدر خبرها نشست‌، چرا كه او خود بر كرسي داد‌خواهي و قضاوت پيرامون آنچه بر ما و ملت مي‌رود نشسته و بي‌ترديد اين ما و ملتيم كه دست نياز به سوي دادگستر دراز مي‌كنيم و او را چه نياز به دفاع ما كه بگوييم مبادا تهديد مسوول فرهنگي كشور متوجه سخنان مسوول قضايي كشور نيز بوده و به نقدي دگر‌باره بر‌آييم. روي سخن با آقاي وزير هم نيست كه بگوييم انتقادات رسانه‌ها تنها به برخوردهاي امنيتي بوده و مسوول فرهنگ كشور به طور طبيعي و بر اساس وظيفه ذاتي مي‌بايد نگران گام‌ها و برنامه‌هاي فرهنگي براي برخورد با پديده بدحجابي باشد نه آنكه نگران ايجاد اخلا‌ل در عملكرد نيروي انتظامي‌ براي اعمال برخوردهاي به تعبير رئيس قوه قضاييه خشن يا به تعبير همان خبرگزاري تحت نظارت خود ايشان، فيزيكي باشد‌. روي سخن با خبرنگاران و مديران خبرگزاري تحت نظارت آقاي وزير- ايرنا- هم نيست تا كنكاش كنيم و بدانيم آيا پس از آنكه علي‌رغم باور رئيس در مقاله‌اي تحت عنوان <بايد‌ها و نبايدهاي طرح مبارزه با بدحجابي> نسبت به موفقيت‌آميز نبودن اين طرح ابراز ترديد كرده‌اند، مشمول مصاديق اخلا‌ل و مانع‌تراشي در روند اجراي مبارزه با بدحجابي شده‌اند يا نه، هنوز آنها مشغول كارند و اين غير‌خودي‌ها هستند كه نوبت خويش را بايد انتظار كشند تا آنگاه كه به گفته خود آقاي صفارهرندي، از مرز تحمل ايشان عبور كردند مشمول همان برخورد بااقتدار شويم. روي سخن با رئيس قوه تقنيني و نظارتي كشور است كه بزرگنمايي ضعف‌هاي دولت را خروج از مسير نظام اعلا‌م كرده است. بي‌هيچ غرور و كرشمه سياسي، بي‌هيچ ابايي از همراهان و غير‌همراهان فكري و بي‌هيچ هراسي از قضاوتها و حاشيه‌هاي ممكن و نا‌ممكن بايد به محضر رئيسي كه كمتر كسي در او نشاني از لحن خشن ديده است برسد كه منتقدان دولت اگر فرزندان همين نظام نبودند قطعاً دروازه‌هاي خروج از اين كشور و خروج از مسير اين نظام برايشان باز بود و يا اگر نبود يافتنش دشوار نيست.

اما آقاي رئيس! در اينجا حتي روي سخن با شما به عنوان گوينده جمله بالا‌ نيست‌.

مدتي است پيام شما دريافت شده است كه ظاهرا انتقادهاي گاه و بيگاه را راهي به پذيرش نيست و هركس كار خود مي‌كند. از رسانه‌ها نقد و از نقد‌شوندگان نشنيدن. لذا از حوصله تنگ ملتي كه هم ما و هم شما نگران خستگي‌شان از دعوا‌ها و نزاع‌هاي عبث سياسي بوده‌ايم عبور بايد كرد‌. آقاي حداد‌عادل! بدين سبب است كه اين روزها به جاي نقد، شما را بايد ترغيب و تشويق به اجرايي ‌شدن همان نگاه عادلا‌نه خود در نظارت بر امور اجرايي كرد تا هم ملت از كسالت نقدهاي مكرر و بي‌فرجام برهد و هم در پس همصدايي و همنوايي رسانه‌ها و مسوولا‌ن، باري از شانه‌هاي خسته همين ملت برداشته شود. بر اين اساس به جاي نقد اين سخنان شما و ايستادن در مقام دفاع از آنان كه ضعف‌ها را به دولت ياد‌آور مي‌شوند، مي‌توان تصوير ديگري از سخنان شما گشود؛ آنگاه كه نيروي انتظامي‌ را براي اجرايي ‌كردن طرح مبارزه با بد‌حجابي به اعمال و رفتاري مهربانانه دعوت كرديد. و حالا‌ براساس وطيفه ذاتي ملس لطفا كمي بي‌رحمانه‌تر به نحوه اجراي اين طرح در جامعه نظارت كنيد تا كودكاني كه اين روزها به همراه خويشاوندان خود شاهد برخي برخوردهاي سخت هستند شاهد رفتاري مهربانانه‌تر باشند.

 آقاي حداد لطفا با مهرباني به اين عكس نگاه كنيد

منبع: روزنامه اعتماد ملی

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 10:29 |

بدون شرح و هويجوري

 

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت 13:27 |

يك اتومبيل گران قيمت... زن شيكي پشت فرمان نشسته... پاكت خالي چيپس را از پنجره پرت مي كند بيرون...
خيابان يك طرفه... خيل ماشين هايي كه ورود ممنوع مي آيند.... ماشينهايي كه دوبله پارك كرده اند...
سر خيابان دعوا شده... همه تماشاچي زد و خورد خونين دو جوان هستند...
پيرمردي سوار اتوبوس مي شود... هيچ كس حاضر نيست جايش را به او بدهد...
صف... همه سعي دارند زرنگي كنند ...
دست فروشي در حال فروش عروسك... به مرگ بچه ام فقط 200 تومن واسم ميمونه...
استاد دانشگاه...نمره 3 يك دانشجوي دختر خوش بر و رو را با سيزده و نيم عوض ميكند... و ته سيگارش را پرت مي كند روي سنگفرش سالن دانشگاه...
راننده اي كنار خيابان مي ايستد... مي نشيند توي جوي آبي كه خشك است... زيپ شلوارش را پايين مي كشد و...
سه زن در حال گفتگو... يكي از زنها ميرود... يكي از زنها رو به ديگري... ديدي چه توله‌سگ چه پز النگوشو ميداد...
محسن همين طور كه با تو صحبت مي كند چند بار آب دهان مي اندازد توي خيابان...
جلوي سبزي فروش... سبزي گنديده ها توي جوي آب راه آب مي بندد... تمام خيابان پر از آشغال و آب جوي است...
فرامرز كه در قمار كلي پول به شيوا كه دوست دخترش است باخته در خانه به زنش فشار مي آورد كه چون وضع مالي شان خراب است از دعوت كردن خواهرت اينا صرف نظر كن...
زن و شوهري در حال مشاجره... مرد به زنش: تا وقتي اون مرتيكه باهات همكاره حق نداري بري سر كار...
مهسا كه با مرد متاهلي روي هم ريخته نزد دوستانش از ناپاكي و فساد در جامعه سخن مي گويد و به بي توجهي مسئولان اعتراض دارد...
پسر جوان به برادرش مي گويد: بچه ها امروز 3000 تومن دادند بستني بخرم براشون... 500 تومنشو دودر كردم...
خيابان انقلاب... يك پيكان جوانان قديمي... جيگرتو بخورم خوشگله...
مردي كه تا چند دقيقه قبل از رسيدن به خانه سعي مي كرده دختري را سوار كند و دلش براي عرياني هاي بدن او غنج مي رفته به زنش: بي حيا يه بار ديگه اگه پاتو از خونه بزاري بيرون ميندازمت جلوي سگا...
مهمونيه خانوادگي... فلان فلان شده تا پاش باز شد تو اين اداره بخور بخوري ميكنه...
آمار خيانت... آمار تجاوز... آمار سرقت... آمار زد و خورد... آمار خشونت هاي خانوادگي... آمار كودك آزاري... نه... چيزي نگيم بهتره...
حالا ميشه فهميد كه هاليووديها چقدر مارو دوست داشتن... دمشون گرم گه اينكارامونو به تصوير نكشيدن... اونطوري كه بيشتر رسوا ميشديم...

 

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 2 اردیبهشت1386 و ساعت 17:48 |