شکم يکي از مهمترين نمادهاي مردانگي است. مردي که فاقد شکم برآمده باشد چيزي کم دارد و نميتوان با قاطعيت لفظ مرد را در موردش بهکار برد. متاسفانه در سالهاي اخير، در پي استحاله شدن جوامع مردانه و استثمار آنها توسط زنان، تعداد شکمهاي گنده به شدت در حال کاهش است.

همانگونه که ذکر شد شکم مرد اهميت فراواني دارد و به همين دليل است که شاعر ميگويد: "شکم مرد به ز دولت اوست!"
نقل است که در روزگاران گذشته، مردان با شکم گنده ارج و قرب فراوان داشتند. اين مردان هرجا که ميرفتند مورد توجه بودند و دختران زيادي هم کشته مرده آنها ميشدند. مرحوم "اشکمالدوله چاقالممالک" در کتاب "از شکم تا شکم" مينويسد: «امروز در خيابان دختراني گرد ما آمده بودند و خود را شيفته ما نشان ميدادند. ما چون اين موج عشق و علاقه را ديديم مصمم گشتيم بر ابعاد شکم خويش بيافزاييم!»
متاسفانه چندصباحي نگذشت که در اثر غفلت مردان، شکم مورد ظلم و ستم واقع شد.
موج شکمزدايي از چه زماني شروع شد؟
با آغاز جنبشهاي فمينيستي در ايران، عدهاي از زنان که چشم ديدن شکمهاي گنده و دوستداشتني مردان را نداشتند در محافل بينالمللي ناله سر دادند و کار را به رسانههاي خارجي کشاندند. دولتهاي غربي که مترصد چنين فرصتي بودند نهايت سوء استفاده را کرده و بودجهاي در جهت کاهش سايز شکم مردان به تصويب رساندند و تنها و تنها يک هدف را نشانه گرفته بودند: شکم مردان!
اين رسانهها در توليدات فراوان خود از مضرات شکم گنده نوشتند. کارشناسان پزشکي آنان در برنامههاي مختلف اعلام کردند که شکم برآمده احتمال سکته، سرطان و ساير بيماريها را افزايش ميدهد. به اين ترتيب با شروع اين موج مسموم تبليغاتي بود که مردها کمکم اقتدار و ابهت خويش را که همانا در شکشمان پديدار بود از دست داده و در چنگال فمينيسم گرفتار شدند.